علي بن حسين انصارى شيرازى

438

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

نمام نمام الملك خوانند و نماما گويند و آن سيسنبر است و نيكوترين وى آن بود كه سبز تيزبوى بود و طبيعت وى گرم و خشك است در سيم و گويند در دويم شيخ الرئيس گويد دفع عفونات بكند و شپش بكشد و ورمهاى سرد را نافع و فلقمونى سخت و صلب را و كرم را بكشد و حب القرع را بيرون آورد و بچه مرده را و سنگ بريزاند و گويند چون به سركه پزند و با روغن گل بياميزند و بر سر طلا كنند نسيان و صداع و اخلاط ذهن را نافع بود و چون با شراب بياشامند فواق را كه از امتلا بود زايل گرداند و همچنين تخم وى بر گزندگى زنبور طلا كردن و با يك مثقال سكنجبين آشاميدن بغايت نافع بود و بوئيدن وى صداع سرد را نافع بود و محلل فضلات بلغمى بود از دماغ و بدل آن بادروج بود صاحب مخزن الادويه تحت عنوان سيسنبر مىنويسد : بدوسين مهمله اول مكسور و دوم مفتوح و سوسنبر بضم سن اسم فارسى نمام است و به فارسى نيز سه‌سنبل و سىسنبل و به لاتين وسربيلم و به عربى نمام الملك نامند لاتين T HYMUSNUMMULARIUS فرانسه THYMUS SERPILUM انگليسى WILD THYME نمل بپارسى مور خوانند شريف گويد از قول تيادوق كه مور بزرگ كه در گورستان بود چون سحق كنند و بر برص لطوخ كنند بعد از آنكه تنقيه كرده باشند زود زايل كند و چون صد عدد از وى بگيرند و در پنج درم روغن زنبق اندازند و غرق كنند و سه هفته بگذارند و بعد از آن بر قضيب مالند نعوظ آورد و اعصاب قضيب را قوت دهد و چون سحق كنند به آب و در زير بغل طلا كنند بعد از آنكه موى بركشيده باشند ديگر نرويد و اگر برويد ضعيف بود و چون مكرر كنند ديگر نرويد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : نمل به فتح نون و سكون ميم و لام لغت عربيست به فارسى مورچه و بهندى چونتى نامند و بزرگ آن را چونتا و كتيرا به تاى چهار نقطه هندى و بتركى قاربيجه نامند لاتين FORMICA RUFA فرانسه FOURMI انگليسى ANT نمر بپارسى پلنگ گويند ارسطاطاليس گويد خون وى چون بر كلف مالند و رها كنند تا خشك گردد زايل كند و مغز وى چون بگدازند بروغن زنبق و به خود برگيرند درد رحم را نافع بود و پيه وى گرم و خشك بود و چون بدان دخان كنند فالج را نافع بود هيچ معالجه نيكوتر از اين نبود در اين زحمت و حاحظ گويد اگر آدمى پيه كفتار در اعضاى خود مالد و برابر پلنگ رود و پيش وى بنشيند پلنگ را قوت نبود كه برخيزد و حركت كند و زهرهء وى سم قاتل بود و گفته شد و نرك وى در صفت نرك گفته شد لاتين FELIS LEOPARDUS فرانسه LEOPARD انگليسى LEOPARD نميسقن كرسنه است و گفته شد نوارس نوعى از قثاد بزرگ است و آن را شجر القدس خوانند و مسواك الباس و مسواك المسيح خوانند و صفت قثاد در باب قاف گفته شد نوره كلس است به شيرازى آهك خوانند و نيكوترين آن سفيد سست بود و آب‌نديده وى بغايت گرم بود و ملطف و محرق و آب‌رسيده وى چون دو روز يا سه روز بر وى بگذرد محرق بود بلكه مسخن بود و مغسول وى مجفف بود بىلذع گوشت زياده بخورد و سوختگى آتش را بغايت نافع بود و مغسول وى معتدل بود و خشك نوره بر هر موضعى كه خون روانه بود چون بر آن